چگونه یک ایده فوق العاده استارتاپ را شکل دهیم

چگونه یک ایده فوق العاده استارتاپ را شکل دهیم

 شما به چه نحوی ایده ی بعدی مثل مارک زاکربرگ (Mark Zuckerburg) و فیسبوک، الون ماسک (Elon Musk) و تسلا، برایان چسکی(Brian Chesky) و جو گبیا (Joe Gebbia) و ایر بی ان بی (AirBNB)، یا گرت کمپ (Garrett Camp) و اوبر (Uber) را شکل می دهید؟

بار ها از من پرسیده اند که چطور یک ایده ی تجاری خیلی خوب را ایجاد و مطرح کنیم؟ من پس از انجام یک سری تحقیقات متوجه شدم که این مورد یکی از بزرگترین موانع بر سر راه کارآفرینان جوان است.

همه چیز با یک ایده شروع می شود اما شما چگونه میخواهید آن ایده ی فوق العاده را شکل دهید؟

کسب و کار ها مشکلات را رفع می کنند

ابزار مفید، ابزاری است که مشکلی را رفع کند. سال ها پیش یک شخصی از اینکه نمیتواند دو صفحه را به هم متصل کند کلافه شد، در نتیجه میخ را اختراع کردند و چیزی را یافتند که آن میخ را جلو ببرد؛ به وجود آمدن چکش.

چالش واقعی یک ایده ی بزرگ، شخصی کردن آن است. مسئله این نیست که مشکلی را بیابید و آن را حل کنید، در اصل موضوع بر سر این است که مشکلی را بیابید که بخواهید با عشق و علاقه آن را حل کنید.

برای خودتان دفتر مشکلات ایجاد کنید

دفترچه ی کوچکی را در جیب خود حمل کنید. هر زمانی که یک مشکلی به ذهنتان خطور کرد، آن را یادداشت کنید. مثلا، "من از پاک کردن شیشه ی پنجره ها متنفرم" یا "من از جارو کردن متنفرم" یا "از انتظار کشیدن برای تاکسی متنفرم" یا "نمیتوانم اجاره بدهم" یا "از هتل ها متنفرم".

مشکلات بسیار زیادی در دنیا وجود دارند که ممکن است جزئی یا بزرگ و پر اهمیت باشند.

صرفا فکر کردن هوشمندانه به این مشکلات و در نظر گرفتن آنها به عنوان موقعیت بوده است که منجر به شکل گیری کمپانی ها و محصولات بزرگی مثل رومبا (Roomba)، اوبر و ایر بی ان بی شده است (دو مورد آخر شرکت های میلیارد دلاری هستند). همه‌ی اینها با یک ایده میسر شد.

مشکلات روزانه را رفع کنید

تقریبا 10 سال پیش، قبل از اینکه شهامت داشته باشم که کارآفرینی را شروع کنم، ایده ی بزرگی در ذهنم داشتم.

من در ایالت ویسکانسین (Wisconsin) زندگی می کردم. به یک دلیل آن را توندرای (دشت های هموار پوشیده از گلسنگ) یخ زده صدا می‌زدند.

وسط زمستان بود و تقریبا 20 سانت برف می بارید. همینطور که سعی می کردم ماشین را به اندازه ی کافی گرم کنم تا یخ های روی شیشه ی جلویی را آب کنم و بتوانم آن را پاک کنم، با خودم فکر کردم و گفتم "چقدر عالی می شد اگه یه چیزی بود که میتونستم قبل از بارش برف روی شیشه جلویی پهنش کنم و وقتی سر صبح آماده ی رفتن شدم برش دارم و دیگه لازم نباشه دستام به خاطر پاک کردن دوباره ی شیشه یخ بزنه". اما هیچ وقت دست به کار نشدم.

این یک مشکل واقعی است و من به راه حل واقعی فکر کردم اما هیچ گاه سعی نکردم مدلی را بسازم تا که این ایده را آزمایش کنم، چیزی که کمتر از 50 دلار برای من خرج بر می داشت.

اخیرا محصولاتی را در بازار دیدم که دقیقا همین کار را انجام می دهند. 50 دلار و پیگیری نکردن ایده، باعث شد من شانس تبدیل کردن یک ایده ی فوق العاده به یک تجارت موفق را از دست بدهم.

ایده های خود را از دفتر مشکلات خود به دست آورید و آن ها را تفسیر کنید. کدام یک از آنها شما را کلافه می کند؟ چطور میتوانید آن را رفع کنید؟ اگر هیچ ایده ی فوق العاده ای به ذهنتان نمی رسد، بروید به سراغ مورد بعدی.

طراحی کنید و با ایجاد مدل آزمایشی، ایده ی خود را پیگیری کنید و سپس خودتان آن را استفاده کنید. تغییراتی را اعمال کنید تا ایده ی خود را بهتر کنید. نکته ی مهم این است که ابتدا مشکل خودتان را حل کنید، سپس روی حل کردن این مشکل برای دیگران کار کنید.

اگر مشکل رایجی باشد، مشتریان ثابت احتمالی شما تعداد زیادی از افراد را شامل می شوند و مردم به راحتی با محصول پیشنهادی شما ارتباط برقرار خواهند کرد. به این شیوه بود که هسته ی تجارت های اوبر و ایر بی ان بی شکل گرفت.

مشکلی را بیابید که نسبت به آن شور و اشتیاق فراوانی دارید

تجارت آسان نیست. باید از کار خود لذت ببرید و نسبت به مشکل خود شور و اشتیاق داشته باشید تا بتوانید ایده ی خود را به دیگران بفروشید.

منظورم از فروش، هم معنای تحت الفظی و هم معنای مجازی آن است. باید شور و اشتیاق نسبت به ایده ی خود را در دیگران ایجاد کنید و موافقت آنها در مورد مشکل و راه حل را به دست آورید.

خب، چه مشکلی وجود دارد که متنفر هستید هر روز با آن مواجه شوید ؟ چه چیزی شما را دیوانه و کلافه می کند؟ این شور و اشتیاق همان چیزی است که باعث می شود ادامه ی پیشرفت را در پیش بگیرید.

باید چیزی داشته باشید که در روز های دشوار ایجاد کردن کسب و کار، به شما انگیزه دهد و شما را دلگرم کند. بله، روز های دشوار هم وجود دارند، اما اگر به ایده ی خود عشق بورزید، روز های خوب بسیار بیشتر هستند.

یک مشکلی را به وجود بیاورید

برخی از بزرگترین استارتاپ ها به خاطر مشکلاتی به وجود آمدند که مردم حتی نمیدانستند آن مشکلات را دارند.

این نوآوری است. بسیاری از کارآفرینان نمیتوانند یک ایده ی بزرگ را مطرح کنند، زیرا آنها حتی به این فکر نکردند که چه چیزی ممکن است یک ایده باشد.

برای اینکه بدانید چه چیزی ممکن است ایده باشد، باید زمینه ی کاری خود را یاد بگیرید و آن را گسترش دهید.

من قبل از هر چیز در حوزه ی ملک و دارایی کار می کنم و میتوانم بسیاری از مشکلات را حل کنم زیرا تعداد بسیار زیادی از آنها را مطالعه و بررسی کرده ام.

من محدودیت های حس شده را می شناسم و عاشق این هستم که آنها را از سر راه بردارم. این همان کاری است که یک استارتاپ بزرگ انجام می دهد. شما باید محدودیت های چیزی که عاشقش هستید را رفع کنید.

وضعیت موجود را به چالش بکشید و نوآوری ارائه کنید

برخی از بهترین مثال ها برای چیزی که گفتم، مایکروسافت، اپل (Apple)، فیسبوک و تسلا هستند. چه چیز مشترکی بین همه‌ی این ها وجود دارد؟ نوآوری و جزو یکی از اصل ها بودن در بازار.

آنها مشکلی را طرح کردند و آن را حل کردند. قبل از اپل و مایکروسافت، مردم هیچ مشکلی با نحوه ی کاری که انجام می دادند نداشتند.

وضعیت موجود راحت بود، اما یک دفعه این افراد به اندازه ی کافی دیوانه بودند که دنیا را نسبت به کار کردن با کامپیوتر هایی که در هر دفتری، روی هر میزی باشد، متقاعد کنند.

این قدرت محاسبه دیگر به شرکت های بزرگ محدود نبود. اکنون کسب و کار های کوچک میتوانند با کسب و کار های بزرگ رقابت کنند. ببینید که چطور این ایده، دنیا را تغییر داد!

یاد بگیرید، یاد بگیرید، یاد بگیرید

باید به اندازه ی کافی نسبت به ایده ی خود متعهد باشید که تشنه ی  یادگیری همه چیز در مورد آن باشید.

این مهمترین قسمت پازل است. تحقیق بسیار و یادگیری این که زمینه ی کاری خود را گسترش دهید، همانند این است که ابتدا گوشه ی پازل را درست کنید: این کار پایه ای برای ایجاد کردن هر چیز دیگر برای شما فراهم می کند.

باید راه و چاه بازار را یاد بگیرید. چه خرده فروش هایی محصول شما را حمل خواهند کرد (در صورتی که فیزیکی باشد) یا چطور آن را به دست مردمی میرسانید که بتوانید مشکل را برای آنها حل کنید؟ مشتری ایده آل شما کیست؟ رقبای شما چه افرادی هستند؟ چقدر هزینه می کنید تا آن مشکل را بر طرف کنید؟ بروید بیرون و از مردم بپرسید.

با دوستان و خانواده شروع کنید، اما بعد از آن به سراغ بازار ها یا محدوده هایی بروید که مشتریان ایده آل شما میچرخند. کتاب ها، مجلات و مقالات آنلاین مانند این را مطالعه کنید تا به طور مداوم دانش خود را افزایش دهید. چند روز دیگر مقاله ی دیگری در مورد این موضوع خواهم نوشت.

مفید ترین ایده ی استارتاپ آن است

  1. که شما عاشقش باشید،
  2.  مشکل را حل کند، شما را کلافه کند و
  3. بتوانید آن را در مقیاس بزرگ تولید کنید.

امیدوارم به همان اندازه که من از نوشتن این مقاله لذت بردم، شما هم از مطالعه آن لذت برده باشید. فراموش نکنید، مردم میخواهند مشکلاتشان حل شود. این کار را انجام دهید و سپس کسب و کاری بزرگ در اختیار خواهید داشت.

منبع : medium.com

منبع : medium.com

تگ ها :